کوهستان آرک
به نام ایزد یکتا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
درباره وبلاگ


سلام
روستای آرک در حدود۷۵ کیلومتری غرب شهرستان بیرجندودرشمال شهر خوسف در بین کوههای سر به فلک کشیده آرک و افکشت واقع شده است .آب شیرین وگوارای جاری شده از بلندای کوهسار و آبشار و طبیعت زیبا و بکر ، از ویژگیهای بارز ومهم این روستاست
دوستان عزیز چنانچه عکس یا مطلبی داریدجهت بروز شدن وبهتر شدن وبلاگ در خور روستای آرک برام بفرستید
درپایان هم مارو از نظرات وپیشنهادات ارزنده تان بی نصیب نگذارید
پاینده باشید....

مدیر وبلاگ : omidark :.
نویسندگان
نظرسنجی
شما دوست دارید موضوعات وبلاگ در چه مباحثی باشد؟







این پست مروری دارد بر تفریحات ،بازیها ،اختراعات،خاطرات و سرگرمیهای دهه شصت بچه های روستای آرک 
این بازیهای باحال و پر تحرک و فکری  قدیمی ،امروزه اکثرا به دست فراموشی سپرده شده اند و جای آنرا بازی های بی روح و بی حرکت کامپیوتری گرفته است.
امروز اینجا میخام یه سری به گذشته بزنید و یاد آوری کنم چندتا از این بازیهای رو ...
بعد مقایسه کنید اونرو با تفریحات و بازیهای امروزی و نظرتون رو راجع به بازیها بگید یا اگه دهه شصتی یا قبلش هستید بگید دیگه چه بازیهایی بوده یا اینکه کدوم یک این بازیها رو بیشتر دوست داشتید ویا بیشتر بازی می کردید؟؟؟
مکان این بازیها بیشتر در خرمنها ، رودخانه، خیدهای ناکار و بعضا صحرا ودر کوچه باغهای روستا و....بود
مهمترین مکانها:کلبه میشو ،اطراف آسیاباد تا دال رزو ، استخر درکو
از فوتبال و والیبال که هنوز به چمشم می خورد شروع می کنیم که در خرمن ها یا بعضا خید ها انجام میشد.مسابقات پرشور والیبال با حضور روستاهای مجاور هم گاها در ایام عید برگزار می شد.
شنا،آب بازی =در استخر درکو ، سرخالگ ، استخرهای آسیا (بعضی از با جرئتا تو تنوره)، آب بند های بسیار مسیر رودخانه (آب بند رضا بیک بزرگترینش در بالای پوزه او بند بود) و یه استخر هم پای گدار قلعه بلوچ بود که آبش شور بود
تشله بازی =یا تیله بازی که اویل تا 21 بازی میشد بعدها یه نوع دیگه شو مد کردند که به جرق و کوش معروف بود و جالبتر هم بود(جرق : صدای جرقست ناشی از بهم خوردن سه تشله بهم- کوش: افتادن تشله حریف به داخل چاله)
کل خره بازی =سه سوراخ به اندازه توپ تقریبا کنده میشد که توپ باید تو سوراخ وسطی می افتاد ،دو سوراخ دوطرف "یک کره "نام داشت که اگر توپ داخلش می افتاد ،دور بازی رو ازدست میدادی و توپ دست حریفات می افتاد .در پایان اگر طرف مقابل قبل ازیکه به خود یا یارش توپ اصابت کنه تکه سنگی را تو کل وسطی می انداخت برنده بود و دور بازی برعکس میشد و الا که همیجوری ادامه داشت . بازی پر تحرک و هیجان انگیز جالبی بود .یادش بخیر...
گله بازی = به شکل همان تشله بازی تا 21 بود با این تفاوت که از آنجا که سایز گله ها بزگتر بود ،چاله های مربوطه نیز بزگتر بود،تیر 21 هم به هر کی میخورد باخت بد جوری بود.
جنت بازی = تقریبا شبیه همان لی لی بازی امروزی بود ،جدولش هم فرق داشت .

توپ در دایره =که از بچه های شهرک یاد گرفتیم ،یه گروه در دوطزف میدان و گروه دیگر وسط میدان می ایستادند،گروه دو طزف با توپ هفت تویه (تنیس )به وسطی ها شلیک می کردند . وسطی ها باید طوری به دو طرف میدان فرار می کردند که مورد اصابت توپ واقع نشوند که دراینصورت طرف از دور بازی خارج می شد ولی اگر قبل از زمین خوردن توپ آنرا می گرفت برایش یک امتیاز بود.
جدول بازی = همان بازی دوز با جداول مختلف بود.
جنگ نادر= ازسری بازیهای جدولی بود اما خانه هاش بیشتر بود در چهار ضلعش خطوط به یک قسمت مثلثی منتهی می شدند که جای امن جدول بود و بهش قلعه می گفتند. این بازی رو یاده اولین بار مرحوم رضا قلی بیک یادمان داد. یادش بخیر و روحش شاد
هفت سنگ= باچیدن هفت سنگ نازک و توپ تنیس انجام می شد.
بازی غلمسی حسنی= خدا نگهدارشون باشه اولین بار ایشون یادمون دادند ،این بازی که با همون توپ هفت تویه(تنیس)و دو گروه بازیکن انجام میشد و تقریبا شبیه توپ در دایره بود چون اسم خاصی نداشت می گفتیم بریم بازی غلمسی حسنی بازی کنیم.
گُل یا پوچ =این بازی هنوز هم مرسوم است و با یک ریگ یا نخود یا چیزی دیگر مانند آن  و مخفی  کردن آن  در دو مشت انجام می شود . (شاه گُله گُله ...)
یه قل دو قل= دارای چند مرحله بود که با 5 سنگ کوچک (ریگ ) انجام می شد. جمع کردین ریگها هم در هر مرحله نیاز به مهارت خاصی داشت
آتشی یا بمونه= با چند تا تخته سنگ نازک کوچک روی دست انجام می شد . این بازی رو توی دبستان زمانی که مدرسه جدیدو می ساختند بازی می کردیم . حمید حاجی حسن از تجگ هم یه مدلشو به ما یاد داد . البته الان خوب مراحلش یادم نیست...
الک دولک= دو نفره با دوچوب تقریبا به اندازه هم  ویه چوب کوچک دیگرکه روی دو خرک که از سنگ یا کلوخ بود انجام می شد.
آسیاب بازی= بیشتر در مسیر آبهای رود خانه بازی می شد . یه استخر کوچکی و آب و قر کشیدن و خلاصه آبداری.البته نوع پیشترفته شو آقا جمشید استادش بودند که خیلی جالب  وبی نظیر بود باید می بودین و می دیدین که چه می گم. در جای خودش یه ماکت کوچک آسیاب بود . ساختمان تنوره یک کتول(قوطی رب) با سوراخی از ته بود که بند گلی جهت تغذیه آب وصل بود و وساختمان قسمت چرخان سنگ از یک چوب نازک و پروانه ای که از سیخهای جارو به شکل + درست می شد و در نوک آن یک گردی کوچک وسبک به نماد سنگ معمولا از مغزه گل ختمی گذاشته می شد
بند بازی= تو همین مایه های آسیاب بازی اما کمی ساده تر
خزخزونک= همان سرسره بازی بود خز خوردن معمولا در سطوح شیب دار نرم بیشتر در تپه های منطقه رود بازی انجام می گرفت و بعضا شلوارامون رو هم داغون می کریم
الاکلنگ و تاب بازی سنتی= برای الاکلنگ یک تنه درخت نسبتا صاف و بلند گیر می اوردیم و روی دیوار خرمن یا دیوار مابین خیدها ویا یک کنده بزرگ می گذاشیم و الکلنگ بازی می کردیم. وبرای تاب هم معمولا طنابی را شاخه های افقی درختان بلند می بستیم کلی بیشتر از این تاب های امروزی با آن کیف می کردیم
چرخ وفلک  آبی=چرخ وفلک از بهم بافتن دو داره درهم از سافت های بید درست می شد و روی دو تا دو شنگلی سوار می شد و با در مسیر جریان آب قرار گرفتن می چرخید
بادفرونوک= که از کماچو یا تکه نی درست می شد که خود به اشکال گوناگونی بود و با در مسیر باد قرار گرفتن می چرخید حالا یا تولید صدا می کرد یا اشکال زیبا درست می شد
موتور بازی =از یک کماچوی اصلاح شده تشکیل شده بود که با قرار دادن سر یک حلبی روغن نباتی بعنوان چرخ در سر  دیگر کماچو با آن موتور بازی می کردیم
خدا بازی= یکی مثلا خدا می شد و دور از چشم بقیه  سماروق ،لاله ،و... از گل درست می کرد ودر جا هایی می کاشت و بقیه هم پیداش می کردند. ما این بازی رو بیشتر سر آسیاباد انجام می دادیم
خانه بازی=توی صحرا مثل منطقه استلخ درکو (استخر)ویا مناطقی از رودخانه بیشتر انجام می شد . بدین صورت که با سنگ چین دور خود مثلا خانه درست می کردیم و یکی هم شرکت دار یا بازاری می شد و یه سری وسایل خرت روپرت بعنوان لوازم از دور وبر جمع میکرد و بقیه هم ازش اونا رو می خریدند. در بعضی موقع ها هم یکی دکتر میشد و نسخه تجویز می کرد
ماشین بازی= با یک تکه آجر یا تکه سنگ شکیل که مثلا ماشین است کلی خودمون را به خاک و گل می مالیدیم
گِل بازی=با گل انواع اسباب بازی مثل شتر ،قوری ،نعلبکی ،یخچال درب دار،تلوزیون و...درست می کردیمرو صفحه تلوزیون هم یک عکس می چسپوندیم که مثلا داره فیلم نشون میییده : اسب سیااااه،،،،!
لاستیک بازی= خوب این لاستیکا رو معمولا محمد علی جلیر داشت چون اولین وتنها کسی که اون زمان موتور داشت خدابیامرز جلیر (جلیل)بود. یادتونه توی ساختمون پایین چه هیاهویی داشتیم با این لاستیکا،،آی خونه خاله این وره  وازون وره،،،یادش بخیر
استاد زنجیر باف= از سری بازیهای زنگ ورزش بود که کمابیش آشنایی دارید ،،،استاد زنجیر باف،،،بعله،،،زنجییر منو بافتی،،،بعله ،،،و در آخرشم با صدای چی ؟ مثلا گربه.. . میو میو کنان در هم تنیده میشدیم زنجیر که بافته شد از دو طرف اوستاد با یه  نفر دیگه می کشید تا وقتی پاره بشه 
غزل خانم=اسم دقیقشو نمیدونم ولی به این صورت که چند نفر رکوع وار خم می شدند و به ترتیب از روی هم می پریدند
طناب بازی= به دو صورت تک نفره و سه نفره در دبستان انجام می شد
اینجا بگذارم گربه نخوره=اینم بازی ابتدایی زنگ ورزش بود که دایره وار بچه ها دست همو می گرفتند و یکی گربه میشد و جایی کمین می کرد . یکی هم استا می شد تکه شال یا دستمالی رو بعنوان گوشت دستش می گرفت بین دایر می چرخید و رو دست هرکه میزاشت میگفت :اینجا بگذارم گربه نخوره؟؟؟... نه! نه!.. آخری یه جا مذاشت و میرفت یه دوری میزد تو این فاصله اونی که گربه بود یه دفعه میومد شال و میگرفت در می رفت .بعد اوستا می اومد سرااغ کیسه گوشت شو میگرفت و از هر کی سوال میکرد کیسه گوشتمو به کی دادی اشاره به بغلیش میکرد ومیگفت به او دادم ،آخری یکی می گفت "گررررربه خوووورد ..."و همگی در می رفتند دنبال گربه که شال بگیرند
اجرای نمایش اعم از تئاتر ،پانتومیم،شبیه= اینا رو شاید اکثرا یادتون باشه در جای خودش جالب بود تقلید از شبه خوانی های روستا و نمایشنامه هایی که توی شهرک یا شهر دیده بودیم،بخشی هم بصورت شوبازی در مراسم جشن عروسی بود.(تیارت)
فرقون بازی=با سوار کرن همدیگه روی فرقون ویا رانندگی آن لذت می بردیم
غال بازی=گروهی پرنده می شدند و شروع بع ساختن غال(لانه) از نوع همان پرنده ای که می کردند با گل یا چوب و خاشاک . بکی هم غال ها رو پیدا می کرد

کاغذباد هوا کردن= اینو اولین بار ساختشو پسر عمه ام مهدی رمضانی یادم داد که چه جوری از کاغذ درستش کنیم و به هوا بفرستیم
بازی های روی کاغذ= نقطه بازی ،شهر بازی ،اسم فامیل،معما(سربازی در سربازی سر بازی ...)
بمب آهکی= که صدای وحشت ناکی هم داشت از ریختن آب به داخل شیشه آهک و فرار کردن و... خلاصه انفجار دال رضو و خاطره خدابیامرز زنگویی مهمترینش بود استادشم بازم می دونید که کی بود...بعله...
خَب بازی=همان قایم باشک است یا بقول بعضی ها خف فاری ، خیلی دوستش داشتم ، دو گروه بودند که نوبتی در مناطقی مخفی می شدند وبا اعلام صدای "کووووپ پوووو"گروه دیکه بدنبال یافتن اونا راهی می شدند. مهمترین مکان این بازی مجموعه کاهدان و دالانای غلم شاهو بود....آخ تو خونهی پنبه زنی ...یار منی...
مکّه رفتن=معمولا در مراسم کشیکو انجام می گرفت . دو نفر ایستاده یه دسته بیل رو روی دوش می گذاشتند و یه طناب روی آن می انداختند و بعد داوطلب می بایست یک سر طناب را محکم در دو دست گرفته وسر دیگر را بین دو پا قرار داده و آنقدر می کشید تا صورتش به بالای چوب می رسید که اگر موفق می شد اصطلاحا می گفتند به مکه می تونه بره و قبول شد 
موشک برد=معمولا توی مراسم کشیکو (جشن تولد نوزاد )بازی می شد بدین صورت که گروهی دایره وار زانوها رو هشتی می کردند یک نفر داو طلب وسط دایره قرار می گرفت وافراد دور یک تکه شالیا حوله را که گرز مانند گره داشت را از زیز پاها تند تند دست به دست می گرداندند ودر بین هم یکی شلاق وار نصیب نفر وسط می کردند .نفر وسط باید دراین تلاش می بود که محل جابجایی شال را بیابد و آن را بقاپد تاجایش با کسی که گرز را از دست داده عوض شود والا که باید همچنان می ماند.
بجول بازی=بجول بخشی از استخوان پای گوسفند به شکل چهار گوش بود که بعنوان تاس از ان استفاده می شد و هر طرفشو یک نامی می گذاشتیم . بهد قوطی کبریت جای اونو گرفت و به شکل پیشرفته تر همین بازی رو می کردیمگمثلا شاه ودزد بازی
استخون مهتو= این بازی روهم اولیت بار همین غلمسی حسن توی یه جلسه شادی یادمون داد و به این صورن بود یکی یک تکه استخوان بزرگ گیر می اورد و اونو توی شب مهتو پرت می کرد و بقیه باید پیداش می کردند
و... خیلی بازیهای دیگه که یا ذهنم منو یاری نکرد یا مجال بحثش نبود 
قبلا از همه عذر خواهی می کنم اگه بعضی اسامی رو عامیانه نوشتم ،هدف یاد آوری ونجدید این خاطرات و معرفی این بازیها بود.
به افتخا ر هر چی دهه شصتی و به قیلشه
پیروز وموفق باشید





نوع مطلب : رسومات روستا، خاطرات، متفرقه، 
برچسب ها : بازیهای محلی آرک، بازیهای قدیم، تفریحات و سرگرمی قدیم،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 15 مرداد 1394
سه شنبه 4 اردیبهشت 1397 06:04 ق.ظ

Superb advice. Kudos!
viagra uk buy online where can i buy viagra cheap where to buy viagra safely online where to buy real viagra viagra nz buy viagra online prescription viagra online cheap pharmacy buy online buy viagra online nz get viagra uk
جمعه 17 فروردین 1397 09:44 ب.ظ

Valuable data. Regards!
cialis generico cialis online holland cost of cialis cvs cialis official site cialis australian price cialis 5 effetti collaterali link for you cialis price cialis prezzo di mercato usa cialis online look here cialis order on line
جمعه 3 فروردین 1397 07:29 ب.ظ

Regards, A good amount of postings.

cialis for sale in europa prix cialis once a da deutschland cialis online cialis uk next day how do cialis pills work order generic cialis online canadian drugs generic cialis brand cialis nl cialis y deporte wow cialis 20
دوشنبه 28 اسفند 1396 01:18 ق.ظ

Seriously lots of helpful data!
cialis cuantos mg hay cialis 20 mg cost generic cialis tadalafil price cialis per pill we use it 50 mg cialis dose does cialis cause gout cialis coupons printable cialis super acti cialis 20 mg effectiveness cialis 5 effetti collaterali
دوشنبه 3 مهر 1396 11:42 ب.ظ
جالب بووووود ممنون
دوشنبه 27 شهریور 1396 07:07 ق.ظ
Hello, I would like to subscribe for this website to take most recent updates, thus where can i
do it please help out.
پنجشنبه 22 مرداد 1394 09:17 ب.ظ
سرگرمیهای فراموش شده:
تهیه ی سوت با نی
کاشت سبزه (گندم) در قوطی حلبی برای عید نوروز
سیخ تو ... نی زنوک (نی زنوک نی مزنه)
omidark :.چنو خو بوج گالک کرده ،بک آمپول زده،اوچلتتوونک،،کباب چوجه چقوکی و....خیلی های دیگه هم از آن دسته اند .
سه شنبه 20 مرداد 1394 11:37 ب.ظ
سلام بر شما وخسته نباشید امید عزیز واقعا چه دورانی بود یادش بخیر .ممنون که یاداور بهترین خاطرات گذشته بودی.موفق باشی دوست خوبم.
omidark :.سلام برعزیز دل ویار دبستانی من،
متشکرم،خیلی لطف کردی
سه شنبه 20 مرداد 1394 04:05 ب.ظ
یادش بخیر
شنبه 17 مرداد 1394 08:18 ق.ظ
احسنت.بسیار جالب ،خواندنی وخاطره انگیز
جمعه 16 مرداد 1394 05:20 ب.ظ
سلام
کپو بازی تو غلم شاهو یادت رفت.
omidark :.سلام، نخیر ، بدقت نخوندی اشاره ای شده.
بعد هم من در حد اطلاعات خود اینا رو نوشتم قطعا موارد دیگه ای هم خواهد بود که بدان اشاره نشده، شما می تونید در نظرات به شرح ویادآوری آن اشاره کنید یا توضیحات ناقص مرا کامل کنید.ماهم اینجا نگفتیم تمام بازیهای روستا یا آن زمان بلکه مختصر اشاره ای به حالا مهمتراش یا اونایی یادم اومده.شما به بزرگواری خود ببخشید واز شما متشکریم
جمعه 16 مرداد 1394 01:17 ب.ظ
سلام . خیلی حالیدم از این پست . واقعا تلافی چند ماهه رو در آوردی . ننویس ننویس ننویس ننویس . اگه می نویسی اینجوری بنویس . نه تبریک نه تسلیت نه شادی نه غم از مدل کپی پیست به کسی نمی چسبه . اصلا نمی خونه که بچسبه یا نچسبه . باید سه چهار بار دیگه بخونم تا این پست خوب بهم بچسبه . واون وقت اگه نصف شما که نه اندازه یک جو همت داشته باشم جواب خوب برات بنویسم واحیانا در مواردی اصلاحیه یا مکمل این پست زیبا که چون زیباست ارزش جواب دادن ونقد کردن دارد . هر مطلبی لایق خوندن نیست و از اونایی که میخونی بعضی لایق جواب دادن و نقد کردن و تکمیل کردن . مثلا این که دال رزو احتمالا درسته نه رضو . چرا که رز یعنی انگور و قدیم در آنجا احتمالا رز بوده است . یا تکمیل خاطرات جالب وبازیهایی که ذکر کردی و باید با همفکری تکمیل شود . خدا قووووت
omidark :.متشکرم ،لطف کردی واز نقد بجای شما سپاسگزارم
وهمچنین از یادآوری وجه تسمیه امکاکن روستا همچون دال رزو که فرمودید حقیقتا توی این موارد کنجکاو نشده بودم ونمیدونستم ،البته متنهای دست نویس و طولانی گذشته از این موارد هم ناخواسته دچار اشتباهتی می شوند که حتی بعد از یه بازخوانی هم به چشم نمی آیند وشاید چندین بار مورد اصلاح واقع شوند که امیدوارم در اینجور موارد خرده نگیرید.بازم ازشما متشکرم .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 اوقات شرعی پخش زنده حرم

فال حافظ


استخاره آنلاین با قرآن کریم





Up Page

ابزار وبلاگ | آی پک 4
قالب وردپرس | بک لینک
ناریا | یاس تم
کد پرش به بالای صفحه وب
www.20Tools.com--->
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • اسکرول بار